محمد دريايى

565

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

مرد زنديق ديگرى نزد امام صادق عليه السّلام آمد و درباره‌ى مسايل مختلف ، پرسش‌هايى به عمل آورد كه بخش‌هايى از آن را بازگو مىكنيم . زنديق : اى مردم خدايى را كه نديده‌اند چگونه مىپرستند . امام : دلها در پرتو ايمان ، او را ديده و خردهاى بيدار ، آشكارا وجود او را اثبات كرده و چشم‌ها با ملاحظه‌ى زيباترين مجموعه‌ها و استوارترين تركيبات ، وجود او را حس كرده است . سپس انبيا و نشانه‌هايشان را و كتب آسمانى و آيه‌هاى محكم و حكيمانه‌ى آنها را ديده‌اند . دانشمندان با ديدن شكوه و عظمت خدا نيازى به ديدن خود او ندارند . زنديق : آيا خدا آن قدرت را ندارد كه خود را براى خلق آشكار سازد تا مردم او را ببينند و از روى يقين او را بپرستند ؟ ! امام : چيزى كه شدنى نيست ، جواب ندارد . مرد زنديق يك چيز ناممكن و نشدنى را مطرح مىكند و آن رؤيت خدا با چشم سر است و امام در يك جمله‌ى كوتاه و سربسته به او پاسخ مىفرمايد كه : اين سؤال تو جواب ندارد زيرا نشدنى است ؛ يعنى رؤيت در مورد اجسام امكان‌پذير است ، بنابراين چون وجود خدا جسم نيست پس رؤيت و مشاهده‌ى او با چشم ناممكن خواهد بود و اين نه بدان جهت است كه نقص در قدرت و توانايى خداست ، بلكه نقص در مخلوقات و منشأ اشكال ، در محدوديت وجودى آنهاست . زنديق به سؤالاتش چنين ادامه مىدهد : لزوم وجود انبيا و رسولان را چگونه اثبات مىكنيد ؟ امام : ما پس از آنكه وجود خدا را اثبات كرديم و دانستيم كه آفريدگار ما از ما و همه‌ى پديده‌ها خيلى برتر و بالاتر است و هستى او طورى است كه بندگان نمىتوانند او را ببينند و با او تماس مستقيم داشته باشند و ممكن نيست با او به بحث و گفتگو بپردازند پس ناگزير بايد سفيرانى ميان خلق و بندگانش داشته باشد كه آنان مردم را به مصالح و مفاسدشان هدايت كرده و به آنچه مايه‌ى بقا و پايداريشان است و ترك آن موجب فنا و نيستىشان مىگردد رهنمون باشند . پس ثابت شد كه آنان فرماندهان و بازدارندگانى هستند تعيين شده از سوى خداوند حكيم و دانا در ميان خلق او و نيز ثابت گرديد كه بايد

--> پيوسته‌اى هستند در نهايت استوارى و محكمى و مخلوق و آفريده‌ى خداوند هستى .